الشيخ عباس القمي
939
الفوائد الرضوية في أحوال علماء المذهب الجعفرية ( فارسى )
بيت : رخنه گر ملك سرافكنده به * لشكر بد عهد پراكنده به ايلخان چون دانست كه نصيحت حضرت خواجه از اغراض فاسده مبرّاست به قتل خليفه فرمان داد و در اين اثنا حسام الدين منجم كه در باطن از هواخواهان بنى العباس بود اين خبر شنيده به عرض پادشاه رسانيد كه اگر خليفه كشته گردد عالم سياه و تاريك و امارات و علامات قيامت مشاهده رود و از اين نوع كلمات هيبتآميز چندان گفت كه ايلخان متوهم شده در اين امر به خواجه نصير الدين رجوع نمود . خواجه در جواب فرمود كه ، زكرياى پيغمبر و يحيى معصوم عليهما السلام را به قتل رسانيدند ، هيچ يك از اين حالات به ظهور نيامد . اگر حسام الدين مىگويد كه اين احوال بر قتل بنى العباس مترتب مىشود مقبول نيست ؛ زيرا كه چندين تن از ايشان را فداييان اسماعيليه و غير هم بكشتند و فلك دوّار و روزگار ناپايدار همچنين برقرار بوده ، نه آفتاب منكسف شد و نه قمر منخسف . و ايلخان از حسام الدين [ در آن باب ] مجلگاه خواست و آن بىعقل خون گرفته از غايت تعصب مجلگاه داد . آنگاه ايلخان به اشارهء خواجه نصير الدين بر قتل خليفه جازم شد و چون يرليغ به ياساى خليفه صادر شد طايفهاى معروض داشتند كه چون حسام الدين آن دعوى نموده احتياط آن است كه شمشير تيز را به خون خليفه رنگين نسازند و به يك بار او را از پاى نيندازند . اين معنى مؤثر افتاده به تعليم خدمت خواجه امر فرمودند تا او را در نمد پيچيده به شيوهء آنكه نمد مالند اعضا و اجزاى آخرين خليفهء بنى عباس را به تدريج چنان ساختند كه از حس و حركت بيفتاد و پسران مستعصم را با جميع آل عباس كه فى الجمله از ايشان حسابى بود از ميان برگرفته به مهلكهء عذاب مخلّد فرستاد ، و در شب پنجشنبه هشتم محرم سنهء ستين و ستمائه ، حسام الدين منجم را به جهت مجلگاهى كه در بغداد داده بود كه اگر خليفه را بكشند عالم سياه گردد به قتل آوردند . و از جمله مؤيدات هلاكو خان آن است كه ، قدوة المجتهدين شيخ جمال الدين رحمه اللّه در كتاب كشف الحق آورده كه ، چون حضرت امير المؤمنين عليه السّلام خبر داده بود « 1 » از
--> ( 1 ) . ر . ك : نهج البلاغه ، خطبه 128 ؛ شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، ج 8 ، ص 217 ؛ بحار الأنوار ، ج 32 ، ص 25 ، ح 197 و ج 41 ، ص 335 ، ح 56 ؛ اثبات الهداة ، ج 2 ، ص 445 ، ح 143